شمارهٔ ۶۳ اسیری لاهیجی
اسیری لاهیجی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
قبله حاجات ما کوی خرابات آمدهست
شاهد و می رند را عین مناجات آمدهست
چون به مستی میتوان رستن ز هستی لاجرم
عاشقان را مِیْ پرستی به ز طاعات آمدهست
آیت حسن تو خواند جان ما از هر ورق
حال عارف برتر از کشف و کرامات آمدهست
بشنود انی اناالله چون کلیم از هر درخت
هرکه او بر طور عشق از بهر میقات آمدهست
از فنا چون میتوان در بزم وصلش راه یافت
پس به معنی نیستی عین کمالات آمدهست
بت پرستی گر گرفتار خودی نی حق پرست
در طریقت بیخودی اصل عبادات آمدهست
تا اسیری از خودی فانی و باقی شد به دوست
ساقی میخانه و پیر خرابات آمدهست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به بیان عشق و عرفان میپردازد و میگوید که به جای عبادت و طاعات معمولی، عاشقان واقعی باید به می و میخانه بپردازند، زیرا در عالم مستی و عشق، رهایی از خود و هستی ممکن است. همچنین اشاره به زیبایی و حسن الهی دارد که جان را زنده میکند و معرفت حقیقی بالاتر از کرامات و کشفها است. شاعر با بازگشت به مفهوم فنا و بیخود شدن در عشق، رسیدن به کمال و حق را به تصویر میکشد. در نهایت، دعوای بین بتپرستی و حقپرستی را در مسیری که به خلوص نیت و فانی شدن در عشق منجر میشود، مطرح میکند.