نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۷۹ اسیری لاهیجی

اسیری لاهیجی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

تعالی الله رویست و جمالست

چه انوار تجلی و چه حالست

به هر دم حسن او نوعی نماید

به هر عشق دگرگونش وصالست

به هر صورت که بینی اوست پیدا

بمعنی نقش عالم زو مثالست

نمود یک حقیقت شد دو عالم

چو احول گردو می بینی خیالست

بشوق و عشق رو در راه وصلش

که شوق و عشق جانرا پرو بالست

دلی کو دولت دیدار دریافت

ز خلد و حور جانش را ملالست

اسیری روی او هر دم نماید

بما حسنی که در حد کمالست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره زیبایی و عظمت خداوند است. شاعر به تصویرگری نورهای تجلی و حالات مختلف او اشاره می‌کند و می‌گوید که هر لحظه از حسن او به گونه‌ای جدید نمایان می‌شود. او به وجود خداوند در جهان و ارتباطش با عشق و شوق نیز پرداخته و تأکید می‌کند که دل اگر به وصال و دیدار خداوند نائل شود، از زیبایی‌های دیگر آزرده‌خاطر خواهد بود. در نهایت، اشاره‌ای به محدودیت‌های انسانی و عظمت خداوند دارد که تمام زیبایی‌ها و کمالات در او جمع شده است.