شمارهٔ ۸۰ اسیری لاهیجی
اسیری لاهیجی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
عشق ورزی مذهب ودین منست
می پرستی رسم و آیین منست
واقف سر نهان کنت کنز
این دل دانای حق بین منست
عاشقی کز قید کفر و دین برست
او براه عشق هم دین منست
مصحف آیات اسرار وجود
گر بدانی جان غمگین منست
مسکن سلطان ملک بی زوال
این دل درویش مسکین منست
فانی از خود گشتن و باقی بدوست
اندرین ره عین تمکین منست
دیدن حسنش بهر جا نوع خاص
غایت تمکین و تلوین منست
داد داد از چشم مست فتنه جو
کو چرا پیوسته در کین منست
گفت اسیری گر شد آزاد از همه
هم بقید زلف پرچین منست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر به بیان عشق و وابستگی عمیق خود به خدا و دین میپردازد. او عشق را به عنوان اصول و اساس مذهب خود معرفی میکند و بیان میکند که در دل او معرفت و آگاهی وجود دارد. عاشقی که از قید دین و کفر رها شده است، در مسیر عشق، دین واقعی اوست. شاعر با اشاره به آیات و اسرار وجود، حسرت دل غمگین خود را نشان میدهد. همچنین، او عشق را به عنوان مسکن روح خود و فانی شدن در عشق الهی را نیز بیان میکند و سرانجام تأکید میکند که حتی اگر عاشق آزاد شود، همچنان اسیر زیبایی محبوبش خواهد بود.