نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۸۶ اسیری لاهیجی

اسیری لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

روز فراق اگر ز قیامت علامت است

روزی که یار روی نماید قیامت است

یکدم لقا ز دولت دنیا مرا به است

دیدن جمال دوست عجایب سعادت است

زاهد بهشت جوید و عاشق لقای یار

باهریک این نصیب ز قسمت حوالت است

خوبان ماه رو که دل از عاشقان برند

حسن همه ز مصحف روی تو آیت است

برتر ز هر دو کون دلم را مقامهاست

حالات عاشقان تو یارب چه حالت است

زاهداگر چه عاشق حور و بهشت شد

ما را بعشق روی تو زآنهافراغت است

ما جان و دل بروی تو ایثار کرده ایم

از روی تو هنوز ازینم خجالت است

واقف نگشت کس ز کماهی سر عشق

اسرار عشق را نه بدایت نه غایت است

مفتی اسیریا بفتاوای ذوق عشق

با تو اگر نزاع کند از جهالت است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن شعری است که به موضوع عشق و Separation (فراق) می‌پردازد. شاعر اشاره می‌کند که روزی که معشوق ظاهر شود، همانند قیامت است که نشانه‌ای از روز جدایی است. او به زیبایی معشوق و احساس خوشبختی ناشی از دیدار او اشاره می‌کند و می‌گوید زاهدان بهشت را می‌جویند، اما عاشق تنها به دنبال دیدار معشوق است. شاعر همچنین به مقام و حالت‌های عاشقان اشاره می‌کند و این که عشق به معشوق برای او مهم‌تر از بهشت و حور است. در نهایت، او تأکید می‌کند که کسی نمی‌تواند به عمق عشق پی ببرد و عشق را نه آغاز و نه پایانی است.