شمارهٔ ۹۸ اسیری لاهیجی
اسیری لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
امید من به لطف عمیم تو واثق است
برجرم ما چو رحمت عام تو سابق است
در راه عشق رو که صراطی است مستقیم
راهی که ره بدوست برد راه عاشق است
در راه عشق جان و جهان باختم از آن
کاول قدم براه تو ترک علایق است
روی زمین ز ظلمت ظلم ار چه شد چو شب
نور ولایت است که چون صبح صادق است
در ره رفیق یکدل و یکرو چو یافتی
آنست الرفیق که یار موافق است
ظلمت سرای کون ز روی تو نور یافت
یارب جمال دوست چه خورشید شارقست
از تابش رخت چو اسیری شود فنا
وه وه ببزم وصل تو آن دم چه لایق است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر به امید خود به رحمت و بخشش الهی اشاره میکند و میگوید که خداوند، با رحمت عام خود، گناهان ما را میبخشد. او به راه عشق و صراط مستقیم اشاره کرده و اهمیت ترک علایق دنیوی را یادآور میشود. همچنین، شاعر به نور ولایت و روشنایی الهی به عنوان راهنمایی در تاریکیهای زندگی اشاره میکند و بر اهمیت دوست و رفیق صادق تاکید میکند. در نهایت، وی زیبایی و روشنی وجود خداوند و لذت وصال با او را وصف میکند.