شمارهٔ ۱۰۶ اسیری لاهیجی
اسیری لاهیجی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)
جهان عکس رخ مه پیکر ماست
همه ذرات ازآن رو رهبر ماست
جمالش چون بخوبان گشت ظاهر
ازآن سودای خوبان در سرماست
گشا چشم بصیرت تا به بینی
که حسن دلبران از دلبرماست
دلم چون عاشق آن روی زیباست
همه زشت و نکواندر خورماست
چو رویش از همه اوراق دیدم
ازآن رو جمله عالم دفترماست
چو غیر از من بعالم نیست ظاهر
همه ذرات عالم مظهر ماست
اسیری را کجا کثرت حجابست
چو وحدت دایما در منظرماست
مرا مطلوب از آن روگشت حاصل
که قطب و غوث اعظم سرور ماست
ز فیض نوربخش هر دو عالم
همه سر جهان پیدا برماست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به زیبایی و اهمیت حضور و تعالیم یک معشوق یا محبوب پرداخته است. جهان را آینهای از چهره محبوب میداند و معتقد است که تمام ذرات عالم تحت تأثیر وجود او هستند. به زیبایی محبوب اشاره شده و عشق شاعر را به او بیان میکند. همچنین بیان میکند که در این دنیا، جز عشق و زیبایی محبوب هیچ چیز دیگری وجود ندارد و همه چیز به نوعی مظهر اوست. شاعر بر وحدت وجود و نوربخشی که از این محبوب جاری است تأکید دارد و نتیجه میگیرد که همه چیز بر اساس محبت و زیبایی او شکل گرفته است.