شمارهٔ ۱۳ اسیری لاهیجی
اسیری لاهیجی / ملحقات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
منادی در منادی این ندایست
که درد عشق را درمان فنایست
به نزد عارفان اهل بینش
جهان آئینه وجه خدایست
ز هستی هر که گردد نیست در راه
بحق او را بقای بی فنایست
نقاب زلف بر رخسار چون ماه
عجایب فتنه و محکم بلایست
همه ذرات عالم را بمعنی
اگر داند وگر نه رو بمایست
هر آن طالب که طالب رهبرش شد
یقین می دان که دردش را دوایست
دل و جان اسیری را ز دردت
بحمدالله که صد نور و صفایست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره معانی عمیق عشق و عرفان است. منادی، که نماد یک آگاهی و صدا است، بیان میکند که درد عشق به معنای واقعی خود، درمان و نجات است. عرفا میگویند دنیا در واقع بازتابی از خداست و کسی که در مسیر عشق و معرفت به خود را از هستی محو کند، در حقیقت به بقای جاودانی دست مییابد. زیبایی و فتنههای عشق، مانند زلف یار، در عین حال که چالشبرانگیز است، اما در دل آنها نور و صفا وجود دارد. هر کسی که به جستجوی معنای واقعی باشد، میداند که دردی که میکشد در نهایت به درمان خواهد انجامید. در نهایت، این شعر به ارتباط عمیق دل و جان انسان با عشق و نور الهی اشاره دارد.