شمارهٔ ۲۴ اسیری لاهیجی
اسیری لاهیجی / ملحقات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
ما دو عالم را همه لا دیده ایم
لا چه باشد جمله الا دیده ایم
در لباس جمله ذرات جهان
مهر روی او هویدا دیده ایم
نور خورشید جمال او عیان
از همه پنهان و پیدا دیده ایم
هر که ره یابد ببزم وصل دوست
هردمش عیدی مهنا دیده ایم
آن امانت کو نگنجد در جهان
در دل عشاق مأوا دیده ایم
زانکه مستغنی ز جایست و جهات
در دل هر ذره اش جا دیده ایم
در پس هر ذره از عین الیقین
ای اسیری ما خدا را دیده ایم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به توصیف دو عالم یعنی عالم مادی و عالم معنوی میپردازد. او بیان میکند که ما در این جهان تنها به تماشای مظاهر و ذرات میپردازیم و واقعیت اصلی، یعنی ذات خداوند، در پس این مظاهر پنهان است. شاعر به زیبایی و نور خورشید عشق الهی اشاره میکند که در همه جا حاضر است ولی پنهان میماند. او همچنین به اهمیت وصال با دوست (خدا) و احساس شادمانی در این وصال اشاره کرده و میگوید در دل عاشقان، جایی برای خداوند وجود دارد. در نهایت، شاعر به این نکته میرسد که خداوند را در همه ذرات وجود احساس میکند و حقیقت را در فهم عمیق از آنچه در این جهان میگذرد مییابد.