شمارهٔ ۱۸ اسیری لاهیجی
اسیری لاهیجی / ملحقات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
من که خورشید جمال تو عیان می بینم
عکس روی تو ز مرآت جهان می بینم
منم آن رند که دایم ز خرابات جهان
شاهد حسن ترا جلوه کنان می بینم
مهر ذاتت که ز نورش دو جهان پیدا شد
در پس پرده هر ذره نهان می بینم
تا که گشتم بره عشق تو بی نام و نشان
در همه کون و مکان از تو نشان می بینم
از تجلی جمال تو دلم پرنور است
پرتو روی تو از دیده جان می بینم
راست ناید بصفت حسن تو گر شرح دهم
جلوه روی تو بیرون ز بیان می بینم
دیده اهل نظر از رخ خوبان جهان
چون اسیری بجمالت نگران می بینم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر با زبان زیبا و دلنشین به توصیف جمال محبوبش میپردازد. او میگوید که زیبایی و نور محبوبش را در تمام جهان میبیند و حتی در جلوههای مختلف طبیعت و وجود، حضور او را حس میکند. عشق او به محبوبش به حدی عمیق است که همه جا و در هر ذرهای از هستی نشانی از او میبیند. همچنین اشاره میکند که بیان زیبایی محبوبش فراتر از کلمات و توصیفهاست و نگاه اهل نظر همواره به جمال او معطوف است. در کل، شعر حاکی از عشق عمیق و زیبایی بیکران محبوب است.