شمارهٔ ۲۲ اسیری لاهیجی
اسیری لاهیجی / ملحقات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
کافر عشقم مسلمان نیستم
بت پرستم اهل ایمان نیستم
رندم و آزاده از خلد و جحیم
در هوای حور و غلمان نیستم
فرد و یکتاام براه عشق یار
همچو زاهد از دورنگان نیستم
حق پرستم نه چو زاهد خودپرست
مؤمنم از بت پرستان نیستم
صوفی صافی ز اوصاف بشر
مرد سالوسی چو شیخان نیستم
بر سریر ملک عرفان و یقین
پادشاهم از گدایان نیستم
مستم و لایعقل از جام وصال
در خمار درد هجران نیستم
نور وحدت بر دل من چون بتافت
نور حقم جنس خلقان نیستم
باده عشقش مرا هشیار ساخت
عشق ورزی را زمستان نیستم
سوز عشق آمد دوای درد ما
عاشقم جویای درمان نیستم
چون اسیری از کمال نیستی
گوید از عامم ز خاصان نیستم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان احساسات و اندیشههای عاشقانه و عرفانی شاعر میپردازد. شاعر اعلام میکند که نه مسلمان است و نه کافر، بلکه آزادیخواهی است که از مرزهای معمولی دین فراتر رفته و به عشق واقعی دست یافته است. او خود را از زاهدان خودپرست و صوفیان سالوس جدا میداند و بر این نکته تأکید دارد که عشقش او را به آگاهی و روشنفکری رسانده است. شاعر به ماهیت عشق و درد هجران اشاره میکند و نشان میدهد که عشق او را به آرامش و عمق وجودش نزدیکتر کرده است. در نهایت، او به این نتیجه میرسد که در مسیر عشق، نیاز به درمان ندارد و از دنیا و ستمها آزاد است.