شمارهٔ ۲۸ اسیری لاهیجی
اسیری لاهیجی / ملحقات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
توئی که مشرق انوار و ذات اسمائی
توئی که قطره و موج و حباب و دریائی
توئی که آدم و نوح و خلیل و داودی
توئی که احمد و موسی و خضر و عیسائی
محیط مرکز افلاک و انجم و املاک
توئی که اصل اصول نهان و پیدائی
توئی که بحر حیاتی و کوه علم و یقین
توئی که جمله جهان را چو چشم بینائی
برون ز جان و جهانی و این و کیف و مکان
از آنکه جان و جهانی همیشه بیجائی
به نقش تست نموده نقوش جان وجهان
از آن جهت که تو هم اسم و هم مسمائی
جهان شدست اسیری اسیر قید دوئی
توئی بملک حقیقت که فرد و یکتائی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف الهی میپردازد و صفات مختلف خداوند را به تصویر میکشد. شاعر خدا را به عنوان منبع نور و موجودی که همه چیز از او نشئت میگیرد، معرفی میکند. او را با نامهای پیامبران و اولیا همسان میکند و بر این نکته تأکید میکند که خداوند هم درونی و هم بیرونی است و کل جهان به او وابسته است. شاعر به یگانگی و حقیقت خدا و عدم وجود دوگانگی در وجود او اشاره میکند و میگوید که جهان تحت تسلط خداوند و به نوعی اسیر اوست. در نهایت، خداوند را به عنوان حقیقت واحد و قابل شناخت معرفی میکند.