شمارهٔ ۳ اسیری لاهیجی
اسیری لاهیجی / ملحقات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
جام جهان نما دل انسان کامل است
مرآت حق نما بحقیقت همین دل است
دل مخزن خزاین سرالهی است
مقصود هر دو کون ز دل جو که حاصل است
مهر جمال دوست ز هر ذره عیان
بیند دلی که با مه رویش مقابل است
محروم شد ز دولت و از عمر برنخورد
هرکس که او ز لذت دیدار غافل است
جانا مجو ز خاطر من شادی و نشاط
ما را چو پای دل بغم عشق در گل است
زهاد را بجنت و حورست میل و دل
جانهای عاشقان بجمال تو مایل است
از قید هست و نیست اسیری چو وارهید
زان دم مرا بکوی وصال تو منزلست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به دل انسان و نقش آن در درک حقیقت میپردازد. دل انسان کامل همچون جامی است که معارف الهی را در خود جای داده و نمایشدهندهی حقیقت است. دل مخزن گنجینههای الهی است و هدف از وجود انسانها و جهان نیز در جستجوی دل نهفته است. عشق و جمال الهی در هر ذرهای از جهان نمایان است و تنها دلی میتواند آن را ببیند که به روی معشوق خویش زل زده باشد. شاعر بیان میکند که کسی که از لذت دیدار غافل باشد، از خوشیها و نعمتها محروم است. در نهایت، عاشق واقعی فقط به جمال معشوق متمایل است و از قید و بندهای دنیا آزاد میشود، زیرا مقصد او وصال معشوق است.