نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۷ اسیری لاهیجی

اسیری لاهیجی / ملحقات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

چو از عالم جمال او عیانست

بعالم ازچه رو رویش نهانست

نظر کن در مزایای دو عالم

ببین عکس رخ او چون عیانست

رخ چون آفتاب یار تابان

ز روی جمله ذرات جهانست

جهان بی جلوه رخسار جانان

بجان او که بی نام و نشانست

ز روی ماهرویان بین جمالش

که عکس او عیان از مه رخانست

بما هر دم به حسنی رخ نماید

چه یار دلفریب و وه چه جانست

جهان شد مظهر حسن رخ او

جمالش ظاهر از کون و مکانست

بسر آن دهان کی راه یابد

مگر آن کو بغایت نکته دانست

ز بحر عشق کی جوید کناری

اسیری چون بجان اندر میانست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره زیبایی و جذابیت جهان و خالق آن است. شاعر با اشاره به جمال الهی می‌گوید که اگرچه زیبایی او در عالم پنهان است، اما آثار و جلوه‌های آن در همه جا قابل مشاهده است. زیبایی و نور چهره‌اش همچون خورشید در تمام ذرات جهان است. شاعر تاکید می‌کند که هر فردی از روی زیبایی معشوق می‌تواند حس و حال خاصی را تجربه کند و این زیبایی‌ها وجود انسان را تحت تاثیر قرار می‌دهند. او همچنین به عشق و بی‌پایانی آن اشاره می‌کند و می‌گوید که انسان در این عشق همچون مسافری است که در دریای عشق شناور است و به آن هیچ گاه نمی‌تواند کناری بیابد.