نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۱ - قطعه عسجدی

عسجدی مروزی / اشعار باقیمانده / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

آمد آن رگ‌زن مسیح‌پرست

شست الماسگون گرفته به دست

کرسی افکند و برنشست بر او

بازوی خواجه عمید ببست

شست چون دید گفت عز و علا

اینچنین دست را نشاید خست

سر فرو برد و بوسه‌ای بربود

وز سمن شاخ ارغوان برجست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به مهمانی آمدن زن مسیح‌پرستی اشاره دارد که الماس‌گونی را در دست دارد و بر کرسی نشسته است. وقتی خواجه عمید دست او را می‌بیند، به تعظیم واداشته می‌شود و سرش را پایین می‌آورد و بوسه‌ای می‌زند. در انتها، اشاره‌ای به شکوفه‌زدن سمن و ارغوان دارد.