شمارهٔ ۲۱ - قصیده فتح سومنات و مدح یمین الدوله محمود غزنوی عسجدی
عسجدی مروزی / اشعار باقیمانده / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
جان مرا غمت هدف حادثات کرد
تا عشق سوی من نظر التفات کرد
حال مرا و زلف پریشان خویش را
در راه عاشقی رقم مشکلات کرد
تا شاه خسروان سفر سومنات کرد
کردار خویش را علم معجزات کرد
آثار روشن ملکان گذشته را
نزدیک بخردان همه از مشکلات کرد
بزدود ز اهل کفر جهان را بر اهل دین
شکر و دعای خویشتن از واجبات کرد
محمود شهریار کریم آنکه ملک را
بنیاد بر محامد و بر مکرمات کرد
شطرنج ملک باخت ملک با هزار شاه
هر شاه را بلعب دگر شاهمات کرد
شاها تو از سکندر بیشی، بدانجهت
کو هر سفر که کرد بدیگر جهات کرد
عین الرضای ایزد جوئی تو در سفر
باز او سفر بجستن عین الحیات کرد
تو کارها به نیزه و تیر و کمان کنی
او کارها به حیله و کلک و دوات کرد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از غم و مشکلاتی که عشق برایش به همراه آورده صحبت میکند. او به چالشهای عاشقی و تأثیر آن بر وضعیت روحی و ظاهری خودش اشاره میکند. شاعر به عظمت شاه خسروان و تأثیر او بر زندگی و تاریخ میپردازد و در نهایت به مقایسهٔ شیوهٔ مواجههٔ دو شخصیت، یکی که با قدرت نظامی کارها را پیش میبرد و دیگری که با تدبیر و ترفند. در این میان، به مقام محمود شهریار و نقش او در بنیانگذاری دوستی و برتریهای اخلاقی اشاره میشود.