نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۲۶ حکیم سبزواری

حکیم سبزواری / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

فلک دوران زند بر محور دل

وجود هر دو عالم مظهر دل

اگر اکسیر درد عشق خواهی

بیا شو از گدایان در دل

هر آن کالا که در بازار عشق است

بجو سرمایهاش از کشور دل

هر آن نقشی که بر لوح از قلم رفت

نوشته دست حق بر دفتر دل

سرشته عشق پاکان در نهادش

کز اصل پاک آمد گوهر دل

جهان معنوی دل را اسیر است

ز فر عشق باشد افسر دل

چرا این مرغ دل پرد بهر شاخ

چو هست اسرار یار دل بر دل

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره عشق و دلتنگی سخن می‌گوید. شاعر در وصف زیبایی معشوق خود از تشبیهات دل‌نشین استفاده کرده و بیان می‌کند که چقدر دلش تحت تأثیر زیبایی او قرار گرفته است. او از گره‌خوردگی جانش با زلف‌های معشوق و تأثیر عمیق عشق بر زندگی‌اش سخن می‌گوید. شاعر به گیجی و حیرت خود از این وضعیت اشاره می‌کند و بیان می‌کند که هیچ چیز در دنیا نمی‌تواند او را آرام کند. او همچنین از عدم وفا و شرمساری ناشی از این موضوع سخن می‌گوید و به نوعی حسرت و اندوه خود را ابراز می‌کند. در نهایت، شاعر به این نتیجه می‌رسد که عشقش او را به جایی رسانده که حتی خود را در مقابل عشقش ناتوان می‌بیند.