نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۴۲ حکیم سبزواری

حکیم سبزواری / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

آنکه شیران را کشیدی در شطن

وآن که پیلان را نشاندی در عطن

وآن که جا کردی به فرق فرقدین

بلکه بالاتر ز فرقد یا پرن

نی همین اقلیم ظاهر را شه است

هست میر ما ظهر مع ما بطن

نی همین مهر جهان را صورت است

ملک معنی را بود پرتوفکن

خاتم الملک سمی الخاتم

قلبه مرآت ذات ذی المنن

الذی خیر القرون قرنه

قرن ذی القرنین و الویس قرن

شاهدان کآورده تاریخ جلوس

عهدهٔ خیر قرون کلک من

چون نهد در رزمگه پا خصم را

در بنای هستی افتد بومهن

در خراسان یک شرر قهرش کنند

مرغزاران هری شد مرغزن

چارمین شاه است از قاجار کو

علت غائی بود زان چار تن

شد چهل سال و نگفت اسرار مدح

لیک حسن شه بود پیمان‌شکن

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره فراق و جدایی است که یاران را از یکدیگر دور کرده است. شاعر از ناامیدی و سختی‌هایی که تحمل کرده سخن می‌گوید و دعا می‌کند که در روز داوری، حق او و دیگر دادخواهان ادا شود. او خواستار توجه و نگاهی از سوی معشوق است، زیرا سال‌هاست که در انتظار محبوب خود بوده است. شاعر احساس می‌کند که حتی با وجود رنج‌ها و جدایی‌ها، عدالت و زیبایی در نهایت باید برقرار شود. او از دل و جان خود فدای محبوب کرده و به یاد می‌آورد که هیچ نتیجه‌ای از سختی‌های خود به دست نیاورده است. در نهایت، او به حقیقت وجودی خود و دیگران اشاره می‌کند و از زیبایی و معنای زندگی سخن می‌گوید.