شمارهٔ ۱۴۴ حکیم سبزواری
حکیم سبزواری / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
راه خواهی رخت بر دریا فکن
کام جوئی قید من و مافکن
بلبلی تو لال چون توسن مباش
شورشی در گنبد مینا فکن
لا احب الافلین گو چون خلیل
چشم دل بر شاهد یکتا فکن
خواهی ار آذر گلستان گرددت
خیز و نعلین دوکون از پافکن
تاکیت درچاه طبع اسرار جااست
رخت سوی عالم بالافکن
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از درد و رنجی که در زندگی تجربه کرده سخن میگوید. او به توصیف حالتی میپردازد که همچون کودکی در جنون پنهان است و با وجود میل به آرامش، همواره با محنتهای روزگار روبرو میشود. شاعر تأکید میکند که در هر لحظه با طوفانهای جدیدی دست و پنجه نرم میکند و تنها دلگرمیاش، وجود پادشاهی است که در دلش اسرار نهفته دارد. او به این نکته اشاره میکند که هیچ پادشاهی را نمیتوان پیدا کرد که خزانهداریاش را ویران کند، اما او در حال ویرانی کشور دل خود است. در مجموع، احساسات عمیق و رنجهای مداوم انسان را به تصویر میکشد.