شمارهٔ ۱۴۶ حکیم سبزواری
حکیم سبزواری / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
کلاه دلربائی بر سرش بین
نیاز کج کلاهان بر درش بین
بنفشه سرزده گرد شقایق
بدور یاسمن نیلوفرش بین
نماید دعوی کیش مسیحا
ز لب اعجاز و از خط دفترش بین
گرت خواهش بود سیر گلستان
به سنبل زاره گلبرگ ترش بین
گدازد شمع از رشک جمالش
وزین محنت بسر خاکسترش بین
دلت خواهی شود مرآت حق بین
خدا را درجمال انورش بین
کمر بسته پی تاراج عقلم
ز ناز و غمزه خیل لشگرش بین
عرق بگرفته جا بر روی آتش
به هم دمساز آب و آذرش بین
بود اسرار مسکینی ولی ز اشک
بیا و دامن پرگوهرش بین
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به زیبایی و دلربایی معشوق اشاره میکند و او را با گل و ریحان مقایسه میکند. عشق و کلام معشوق برای شاعر به عنوان آب حیات و منبع خوشی است. شاعر از غم ناشی از جدایی و محرومیت خود از معشوق سخن میگوید و به شدت دلتنگ و نگران اوست. او همچنین از تلاش برای بیان احساساتش و تحمل فشار جدایی سخن میگوید و نشان میدهد که عشق و اشتیاق برای معشوق در او به شدت در حال تپیدن است. در نهایت، روزها را به انتظار و شبها را به ناله و آه سپری میکند.