شمارهٔ ۱۶۴ حکیم سبزواری
حکیم سبزواری / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
صبا برگو بآن شیرین که گاهی
چه باشد گر کنی برمانگاهی
اگر بر ما گدایان رحمت آری
تو کاندر کشور دل پادشاهی
مدام از عمر برخوردار باشی
اجب ربی رجائی یا الهی
جفا از حد مبر جانا که ترسم
بسوزانم دو عالم را به آهی
ز بیم مدعی تا چند و تا کی
رود دلبر به راهی من براهی
ره دل زد بصورت خوش بیانی
دهد چشمش بدین معنی گواهی
خدا را زان بت خونخوار پرسید
که اسرار حزین دارد گناهی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از دوری و جدایی از معشوق و زیباییهای دلنشین سخن میگوید. او به سفر به سرزمین مغان اشاره میکند و از یاران خود میخواهد که پیامی برای دوستانشان بیاورند. در ادامه، شاعر به زیباییهای پنهان و عمیق اشاره میکند و تأکید دارد که نباید به ظاهر چیزها بسنده کرد. او وصفی از عشق و جان را بیان میکند و از نوشیدن می و لذت بردن از عشق دعوت میکند. در نهایت، به تصویر زیبایی که عشق به انسان میبخشد، اشاره دارد و میگوید که معانی واقعی در این تصویر نهفته است.