نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۶۸ حکیم سبزواری

حکیم سبزواری / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

الاقد صاد عقلی بالدلالی

‌‌ بتی شیرین‌کلامی خردسالی

ظریفی مهوشی آشوب شهری

‌‌ ملیح ذوالمحاسن و المعالی

هوالسفاح سفاک الدمائی

‌‌ هوالفتان فتاک الوصالی

شفاهک قد تروی کالشقایق

‌‌ و صدغک قد تلوی کالحبالی

به رویت غازه با خون شهیدی است

‌‌ ثغورک ام اقاح ام لالی

نصیبی من وصالک نیل طیف

‌‌ سلوی عن جمالک بالخیالی

مرا هرگز به خاطر نگذرانی

‌‌ و غیرک قط لم بخطر ببالی

تو گشتی شمع بزم‌افروز اغیار

‌‌ و انی بت فی وهم اللیالی

گر او برکند بنیادم مبیناد

‌‌ بنای حسنش آسیب زوالی

بود روز من و مویش شب تار

حواجبه و شخصی کالهلالی

ز هجرت دوست جانم سوخت اسرار

بحد رق اعدالی لحالی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از تجربیات و آموزه‌های خود در زندگی می‌گوید. او اشاره می‌کند که در مدرسه و زیر نظر استاد تنها غم عشق را فرا گرفته و بقیه چیزها را از زندگی و عشق آموخته است. شاعر به زیبایی محبوب خود (سرو قباپوش) اشاره می‌کند و می‌گوید که همه عشق و احساساتش را به او تقدیم کرده است. همچنین از مستی و عشقی که در زندگی تجربه کرده، یاد می‌کند و می‌گوید که این‌ها را از نگاه محبوبش آموخته است. در پایان، او به مشکلات و تاریکی‌های زندگی اش اشاره می‌کند، رغم اینکه تلاش زیادی برای روشنایی و شادی کرده است.