نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۷۰ حکیم سبزواری

حکیم سبزواری / غزلیات / وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)

بر قامت تو شد راست دنیای کن فکانی

بر تارک تو زیبا است اکلیل من رآنی

از یکدمت نخستین جانبازی است برطین

چون زهرهٔ ریاحین از باده مهرگانی

هستی بر انبیا شه فرمانبرت که و مه

تاج تولی مع اللّه حق را تو نور ثانی

برتر نشست از املاک شاه سریر لولاک

آن شب که شد برافلاک از بزم ام هانی

شرع تو نسخ ادیان کرد آنچنان که ریزان

گردد ورق ز اغصان در صرصر خزانی

غیر هواش یکسر از سرفکن به آذر

اسرار خاک آن در به زاب زندگانی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف زیبایی و جذابیت معشوق می‌پردازد و نویسنده از احساسات عمیق خود نسبت به او سخن می‌گوید. شاعر از اشک‌های خونین و تاثیراتی که معشوق بر دل او می‌گذارد حرف می‌زند و به تمثیل‌های مختلفی برای بیان حسرت و عشق خود به کار می‌برد. او همچنین به جذابیت‌های ظاهری معشوق، مانند چشم و ابرو، اشاره می‌کند و احساس می‌کند که در زیبایی او گم شده است. این شعر در نهایت به بیان تضاد میان عشق و رنج، بهشت و دوزخ می‌انجامد و نشان می‌دهد که دوگانگی عشق می‌تواند هم شیرین و هم تلخ باشد.