نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۸۰ حکیم سبزواری

حکیم سبزواری / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

نه از لفظ تو پیغامی نه از کلک تو تحریری

نه از لعل تو دشنامی نه از نطق تو تقریری

نه پیکی تا فرستم سوی او ای ناله امدادی

نه رحمی در دل چون آهنش ای آه تأثیری

به تنگ آمددلم ازنام و از ننگ ای جنون شوری

نشد از عقل آسان مشگلم ای عشق تدبیری

رهم بس سنگلاخ ای رخش همت پای رفتاری

شبم زان تار موتار ای فروغ دیده تنویری

رقیب سفله محرم درحریم یار و مامحروم

سپهرا تا بکی دون پروری زین وضع تغییری

برغم دشمن تشنه بخون ای دوست الطافی

خلاف مدعای مدعی ای چرخ تدبیری

بلب آمد ز درد بی دوا جان ساقیا جامی

بشد بنیاد دل زیر و زبر مطرب بم وزیری

پس از عمری ببالین مریض خویش میآید

نگاه آخرین است ای اجل یک لحظه تأخیری

نگاهی کن از آن چشم خدنگ انداز صید افکن

که جان دادیم ای ابرو کمان از حسرت تیری

کشیده صورت گلگونه ها تابر گل خوبان

نکرده کلک نقاش قضا اینگونه تصویری

ز عشق آن پری طلعت بشد دیوانه دل اسرار

از آن زلف مسلسل افکنش بر پای زنجیری

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شعر درباره عشق و تمایل به وصال محبوب است. شاعر از شوری در دل و آرزوهایش برای نزدیکی به معشوق سخن می‌گوید. او در عین حال از درد و فراق ناشی از دوری محبوبش نیز یاد می‌کند. در این شعر احساسی عمیق و تفکری روحانی حاکم است؛ شاعر با زبان استعاری و تصویرهای زیبا، عشق را به آب حیات و نور تشبیه می‌کند و از صفات دل‌انگیز محبوبش می‌گوید. همچنین، او به پیوند میان عشق و سوز و گداز دل اشاره می‌کند و آرزو دارد تا از درد فراق رهایی یابد.