نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۸۲ حکیم سبزواری

حکیم سبزواری / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

شدم پیر از فراق نوجوانی

که برهم میزند چشمش جهانی

کحیل طرفه سود الذوایب

خضیب کفه رخص البنانی

برآید فتنه ها از چشم مستش

که ناید از قضای آسمانی

قسی الحاجب القاسی فؤاده

فصیح قوله عذب البیانی

بدیع است اینکه سازد تلخکامم

بآن شکر لبی شیرین زبانی

فرید فی ملاح لیس کفوه

وحید ماله فی الحسن ثانی

تو چشم مردمی و مردم چشم

تو جان اسرار را جان جهانی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به احساس شاعر نسبت به معشوق و زیبایی‌های عالم هستی اشاره دارد. شاعر با شور و شوق از معشوق خود صحبت می‌کند و عشق او را به گونه‌ای توصیف می‌کند که جانش را تحت تأثیر قرار می‌دهد. او به زیبایی‌های بهشت و لذت‌های آن اشاره می‌کند و می‌خواهد که از خوشی‌های زندگی بهره‌مند شود. در نهایت، شاعر با اشاره به موسیقی و سرودی که از عشق و زیبایی ناشی می‌شود، به شادمانی و لطف معشوق خود تجلیل می‌کند.