نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۹ حکیم سبزواری

حکیم سبزواری / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

شبی دارم دراز و تیره همچون تار گیسویت

دلی دارم پریشان همچو موی عنبرین بویت

ز مژگان خارها درجویبار دیدگان بستم

که ماندلخت دل وزصاف اشک آبی زنم کویت

دل دیوانه ام ملک ملامت را مسخّر کرد

طریق مملکت گیری دلم آموخت ز ابرویت

شمیم مُشک تاتاری چه باشد پیش آن کاکل

عبیر و عنبر سارا کجا و زلف جادویت

ز تار موی شبرنگت نموده تیره روز ما

بفرما تا برافروزد فروغی شعلهٔ رویت

دل افسرده ای اسرار زین زهد ریا دارد

چه شد آن برق عالمسوز عشق آتشین خویت

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانگر عواطف عمیق و پیچیدگی‌های عشق و محبت است. شاعر از درد و سرگشتگی ناشی از عشق سخن می‌گوید و عشق را به دریا و آتش تشبیه می‌کند. او احساس می‌کند که عقل از او دور شده و به دنیای جنون وارد شده است. همچنین، او خود را به سیمرغ، نشانه‌ای از عشق و آزادگی، تشبیه می‌کند. در ادامه، به قدرت و بی‌نهایت بودن عشق و وجود حق اشاره می‌کند و روند هستی را در ارتباط با عشق و وجود حق بررسی می‌کند. در نهایت، شاعر بر این نکته تأکید دارد که‌ رازهای عشق فراتر از اندیشه‌ها و مفاهیم انسانی هستند.