شمارهٔ ۶۳ حکیم سبزواری
حکیم سبزواری / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
زیبی که بشکل هرنگار است
در هیبت خوبت استوار است
امنیت حسن آفتابی است
کش دایرهٔ رخت مدار است
مو چون شب وروچوروز ابروت
قوسی ز معدل النهار است
خطّت خط استوا و خالت
چون نقطه بسطح آن عذار است
تن همچو هلال در ریاضت
ز ابروی مهندست نزار است
تعلیم سخنوری به اسرار
از لعل شکر فروش یار است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن درباره اهمیت و مقام درویشان و عشق در زندگی آنها سخن میگوید. جام جم به عنوان نماد اصلی دل درویشان معرفی میشود و عشق به عنوان حاصل واقعی طاعت و زهد بیان میشود. همچنین، نقد حقیقی جهان در قلب درویشان است و کسی که از فقر و فنا رهایی یابد، به جاودانگی دست مییابد. در این متن، از سالکان دعوت میشود که از مراحل ریایی عبور کرده و به صداقت برسند. در نهایت، اشاره به این میشود که نه هر چیزی، بلکه فقط چیزهای خاص قابل توجه درویشان هستند.