شمارهٔ ۷۱ حکیم سبزواری
حکیم سبزواری / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
ترا دوشینه بر لب جام و غیر اندر مقابل بود
مرا از رشک بر لب جان و می خونابهٔ دل بود
ز کنج بیضه تا رفتم پرم در دام افتادم
به عمرم گر پر افشاندم همان در وقت بسمل بود
بگشتم صفحهٔ روی زمین هر خطه پیمودم
به غیر از نقش زیبای تو یکسر نقش باطل بود
همانا از تو نوری تافت بر آدم که شد مسجود
وگرنه کی چنین تعظیم بهر قبضهٔ گل بود
من ار خارم ولی چون تو گلی دارم که گل دارم
من ار قلبم ولی اسرار قلب اکسیر کامل بود
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر نگرانی و ناامیدی شاعر نسبت به عشق و رابطهاش است. او از صبر و انتظار خود میگوید و نگران آیندهای است که در آن دلش همچنان امید به یار دارد. شاعر به طولانی شدن این وضعیت اشاره میکند و از وضعیت ناامیدکننده خود مینالد. او همچنین درباره احساسات شدید و درد دل خود صحبت کرده و به ناتوانی در فراموش کردن یار میپردازد. در نهایت، شاعر به این نکته میرسد که با وجود همه مشکلات، این حالت شکیبایی و انتظار نخواهد بود که پایان یابد.