شمارهٔ ۸ حکیم سبزواری
حکیم سبزواری / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
گرفته سبزه و گل روی صحرا
سقاک اللّه ساقی هات خمراً
ز هجرانت بسوزیم و بسازیم
لعل اللّه یحدث بعد امراً
وفا در عهد حسنت گشته نایاب
احسن العهد للحسناه یدری
ز لعلت جرعهٔ روزی چشیدیم
فاحسوا من دمآء القلب دهراً
دلم بگداخت از سوز فراغت
فاجفانی الدمآیهطلن قطراً
فروغ رخ ز تار موی بنما
ارینی فی بهیم اللیل قجراً
فروزی آتش طلعت بهر بزم
باحشائی لقد سعرت جمراً
به پیش گلشن فردوس رویش
دعوا عنا ریاحینا و زهراً
دهانت سر اسرار الهی است
فقل و اکشف لسرفیک ستراً
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره عشق و زیبایی است و احساسات عمیق شاعر را نسبت به معشوقش نشان میدهد. شاعر از زیباییهای طبیعت همچون سبزه و گل صحبت میکند و به یاد معشوقش دلش میسوزد. او به سختیهایی که از دوری معشوق متحمل شده اشاره میکند و از وفا و عهدی که بینشان بوده سخن میگوید. در نهایت، شاعر از معشوقش درخواست میکند که زیباییهایش را در هنگامه شب به او نشان دهد و رازهای عشق را فاش کند. این اشعار با تصاویری زیبا و استعارههایی عمیق احساسات انسانی را به تصویر میکشد.