شمارهٔ ۹۹ حکیم سبزواری
حکیم سبزواری / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
رخ است این یا قمر یا آتش طور
چه روی است این تعالی خالق النور
بیاض چهرهات چون صبح روشن
سواد طرهات چون شام دیجور
نمکندانی است یاقوتی دهانت
نمکپاش دلم بر زخم ناسور
اگر زلفت نبودی پای بندم
بعالم میفکندم از لبت شور
فرأدی طاعت و القلب قاطن
جبینی سائر و القلب مأسور
ز صاف می نصیبی هست دردی
اذالمیسور لم یسقط بمعسور
خراب لعل میگونی است اسرار
مپندارش خراب آب انگور
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به زیبایی به توصیف دنیای بهار و عشق میپردازد. شاعر از گلهای بهاری و نسیم ملایم آنزمان صحبت میکند و از ساقی میخواهد که با شرابش او را مورد توجه قرار دهد. همچنین، زیباییهای رخش و سبزهزار را توصیف کرده و به عشق و انتظار وصل اشاره میکند. به تصویر کشیدن درد و غم عاشقی نیز در این اثر مشهود است، جایی که شاعر از بیاختیاری در برابر اشکها و احساساتی که در دلش موج میزند صحبت میکند. در نهایت، به انتظار وصل و رازها و زیباییهای مرتبط با عشق اشاره میشود.