بخش ۱۳ - الحکایه و التمثیل عطار
عطار نیشابوری / بخش نوزدهم / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
زنی بد پارسا، شویش سفر کرد
نه شویی و نه برگی داشت در خورد
یکی گفتش بتنهایی و خواری
نه نانی نه زری چون میگذاری
زنش گفتا که تنها نیستم من
که اندر قربت مولیستم من
مرا بی شوی روزی به شود راست
که روزی خواره شد روزی ده اینجاست
تو ای مرد از زنی کم مینمایی
چنینی و آی تو در وا چرایی
زناشایست و شایست من و تو
بلاست این بیش وایست من و تو
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
زنی برای سفر به دور از شوهرش رفت، بدون اینکه همراه و برگی داشته باشد. کسی به او گفت که در تنهایی و فقر قرار دارد، اما او پاسخ داد که تنها نیست؛ زیرا مولایش در نزدیکی اوست. او امیدوار بود که روزی بدون شوهرش به خوبی برسد و یادآوری کرد که مرد باید از زن کم نیاورد. این وضعیت زناشویی را ناحق دانست و بر دردناک بودن این حقیقت تأکید کرد.