بخش ۸ - الحکایه و التمثیل عطار
عطار نیشابوری / بخش بیست و دوم / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
بپرسیدم در آن دم از پدر من
که چونی؟ گفت چونم ای پسر من ؟
ز حیرت پای از سر میندانم
دلم گم گشت دیگر میندانم
نگردد این کمانِ کاردیده
به بازی چو من پیری کشیده
چنین دریا که عالم میکند نوش
ز چون من قطرهای برناورد جوش
بدو گفتم که چیزی گوی آخر
که سرگردان شدم چون گوی آخر
جوابم داد کای داننده فرزند
به فضل حق به هر بابی هنرمند
ز غفلت خود نماییدم همه عمر
چه گویم؟ ژاژ خاییدم همه عمر
بآخر دم چنین گفت آن نکوکار
خداوند محمد را نکو دار
پدر این گفت و مادر گفت آمین
وزان پس زو جدا شد جان شیرین
خدایا گفت این هر دو گرامی
به فضلت مهر بر نه بر تمامی
اگرچه گردنم زیر گناه است
دعای این دو پیرم حرز راهست
ببین یا رب دو پیر ناتوان را
بدیشان بخش جان این جوان را
تو آن پیر نکو دل را نکو دار
فروغ نور ایمان شمع او دار
در ایمان یافت موی او سپیدی
مدارش در سواد ناامیدی
به درگاه تو باز افتاده کارش
به فضل خویشتن ده زینهارش
در آن تنگی گورش همنفس باش
در آن زیر زمینش دسترس باش
کفن را حله گردان در بر او
بباران ابر رحمت بر سر او
چو با خاکی شد آن شخص ضعیفش
به پاکی باد بر جان شریفش
ز جان مصطفی نور علی نور
به جانش میرسان تا نفخهی سور
گناهش عفو کن جانش قوی دار
به نور دین دلش را مستوی دار
خدایا پیش شاهان مرد مضطر
شود با تیغ و با کرباس هم بر
چو من دیدم که خلقانی که رفتند
همه یک تیغ در کرباس خفتند
تن من از کفن کرباس آورد
زفانم تیغ چون الماس آورد
کنون کرباس و تیغ آوردهام من
بسی داغ و دریغ آوردهام من
تو خواهی خوان و خواهی ران تو دانی
که گر رانی و گر خوانی توانی
سخن با دردتر زین کس ندیدست
کزین هر بیت خونی میچکیدهست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این متن شاعر در حال بیان احساسات عمیق خود درباره مرگ و زندگی است. او از پدرش میپرسد که حالش چگونه است و پاسخ پدر این است که در حیرت و سرگردانی به سر میبرد. پدر به او میگوید که تمام عمر از غفلت غافل بوده و در نهایت دعا میکند که خداوند محمد (ص) را نگاه دارد. شاعر با یادآوری مهربانی والدین خود، از خداوند درخواست میکند که به آنها و به جانش کمک کند و گناهانش را ببخشد. او از خدا میخواهد که در سختیها به کمک او بیاید و رحمتش را بر او بباراند. شاعر به خوبی و پاکی والدینش و همچنین به واقعیت مرگ و داغی که در دل دارد، اشاره میکند و به خداوند التماس میکند که بر او و خانوادهاش رحم کند. در نهایت، او درخواستی عمیق و دردناک از خداوند دارد که جلوهای از تسلیم و امید را نشان میدهد.