بخش ۱ - المقاله السادسه عطار
عطار نیشابوری / بخش ششم / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
تو دریا بین اگر چشم تو بیناست
که عالم نیست عالم کفک دریاست
خیالست این همه عالم بیندیش
مبین آخر خیالی را از این پیش
تو یا دیوانه یا آشفته باشی
که چندین در خیالی خفته باشی
تو چو مردان بازی خیالی
شده بالغ چو طفلی در جوالی
پری در شیشه دین کار طفل است
که بالغ بی خیال علو و سفل است
هلا بشنو ز اوج عرش اسرار
که نیست ای خواجه اندر دار دیار
هر آن حرفی که دیدی هیچ آمد
ولی در چشم تو پر پیچ آمد
همین حرفی که آن پیچی ندارد
الف بود و الف هیچی ندارد
چه خوانی ابجد این کار چندین
که ابجد راست الف حرف نخستین
الف هیچی ز اول آخرش لا
ز ابجد تا ضظغلا لا و سودا
اگر صد راه گیری ابجد از سر
میان هیچ و لایی مانده بر در
تو میگویی که مرد مرد رستم
برو کز رخش آید کار رستم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بررسی واقعیتهای عمیق و خیالی در زندگی انسان میپردازد. شاعر با اشاره به این که دنیا تنها یک خیال است، از مخاطب میخواهد تا به عمق وجود خود نگریسته و از خواب خیالات و توهمات بیدار شود. او اشاره میکند که درک درست زندگی نیازمند بلوغ فکری است و نه غوطهخوردن در خیال. با استفاده از نمادهایی مانند "پری در شیشه" و "عروج از عرش"، قصد دارد روحانیاتی را معرفی کند که ارتباطی با دنیا ندارند. در نهایت، شاعر به این نکته اشاره دارد که حرفهای گفته شده در واقعیت، ممکن است بیمعنا و در وهم ما پیچیده شوند؛ بنابراین باید به حقیقت نزدیک شویم و از توهمات فاصله بگیریم.