نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۶ عطار

عطار نیشابوری / بی‏سرنامه / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

این سخن را از ره مردی شنو

تا نمانی در قیامت در گرو

جوهر عشق از تو پیدا می‌شود

هر دوعالم در دلت یکتا شود

بی تو در شک نامده درّ یقین

بگذری ازکفر و از اسلام و دین

آن زمان تو عشق را لائق شوی

عشق حق را عاشق صادق شوی

گر مرا از عشق تو باشد خبر

مرتدی باشیم و در ره بی خبر

آن چنان خواهم که کلی گم شوی

تا ز پستی آدم مردم شوی

ورنه همچون زاهدان کور و کر

چون ز هستی خودت باشد خبر

کی توانم کرد پنهان دود را

من نه زهر کاشته نمرود را

بحر معنی بی‌نهایت آمده

لاشکی بی حد و غایت آمده

یافتم یک قطره از بحر صفا

ز آن بر آمد هر زمانی موج‌ها

راه توحید عیانی داشتم

گنج اسرار نهانی داشتم

راه حق را صادق عشق آمدم

حق حق است حق مطلق آمدم

من خدایم من خدایم من خدا

فارغم از کبر و کینه وز هوا

سر بیسر نامه را پیدا کنم

عاشقان رادرجهان شیدا کنم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن به بیان تجربه‌های عمیق و معنوی عشق و توحید می‌پردازد. گوینده توصیه می‌کند که برای درک عشق واقعی و نزدیک‌تر شدن به حقیقت، باید از تعصبات و محدودیت‌های دینی گذشت. او اشاره می‌کند که عشق، جوهره‌ای از وجود انسان است که با شناخت و آگاهی برتر به ظهور می‌رسد. در این مسیر، عشق باید خالص و صادق باشد و تنها در این صورت فرد می‌تواند به حقیقت و ذات خداوند نزدیک شود. در نهایت، او خود را به عنوان خالق و حقیقت عالی معرفی می‌کند و تاکید می‌کند که باید عاشقانه به جستجوی رازهای وجود بپردازیم.