نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۷ عطار

عطار نیشابوری / بی‏سرنامه / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

گفتم ای دارندهٔ کون و مکان

غیر تو کس نیست در هر دو جهان

گفتم ای دارندهٔ عرش مجید

عرش و کرسی از تو هم صورت ندید

گفتم ای دارندهٔ لوح و قلم

این جهان و آن جهان از تو علم

گفتم ای دانای بینا آمده

خلق عالم از تو حیران آمده

می‌کنم من ختم بی سر نامه را

می‌کنم آلوده در خون جامه را

لیک در دریای خون غوطه زدم

بعد ازآن کردم وضو در خون شدم

مردمان گفتند و پنجه دیدهٔ

روی خود در خون چرا آلودهٔ

گفتم این دم می‌گذارم من نماز

پس وضو سازم به خون ای پاک باز

این نماز عشق را آنجا وضو

راست ناید جز به خون پاک رو

بعد از آن گفتند مردی مرد کار

از تصوف این زمان امری بیار

گفت هم هر رنگ من بینی چنین

تا ترا در راه من باشد یقین

بار دیگر گفت ای صاحب نظر

در طریق عشق ده ما را خبر

گفت پس آنجا بود گردن زدن

بعد از آن به سوختن آتش زدن

این بگفتم این چنین سر جان من

منتشر شد در جهان ایمان من

ای دریغا ختم بی سر نامه شد

لیک در سیلاب خون تر جامه شد

ای دریغا در خودی در مانده‌ام

لاجرم در صد بلا افتاده‌ام

ای دریغا بی نوایان یقین

راه رفتند و بماندم این چنین

ای دریغا عارفان با وفا

شان برفتند و بماندم در قفا

ای دریغا سالکان راه بین

راه رفتند و بماندم این چنین

ای دریغا صوفیان با صفا

شان برفتند و بماندم مبتلا

ای دریغا نفس ما در معصیت

خود خودی کرده بری از معرفت

ای دریغا عاشقی را با ادب

جمله در تجرید دایم خشک لب

هر که او خود را فنا کلی شناخت

اندر آن جائی بقانی کل بساخت

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن شعری از شاعر عرفانی است که به توحید و عشق الهی پرداخته است. شاعر در آن به گفتگو با خداوند می‌پردازد و به وضعیت عالم و معرفت اشاره می‌کند. او احساس می‌کند که در دریای خون غوطه‌ور شده و وضوی خود را با خون می‌سازد، زیرا اعتقاد دارد نماز عشق نیاز به وضوی خاصی دارد. شاعر به مشکلات و مصائب خود در این مسیر اشاره کرده و از عارفان و سالکان راه خدا که از او جلوتر رفته‌اند، غصه می‌خورد. او در نهایت به فنا در ذات الهی و بازسازی خود در این راه اشاره می‌کند و نکاتی از عمیق‌ترین معانی عشق و عرفان را بیان می‌کند.