بخش ۱۲ - پیغام فرستادن بلبل بهدست باد صبا و اشتیاق او به گل عطار
عطار نیشابوری / بلبل نامه / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
چو میرفتند بر بالای کهسار
نسیم صبحدم آمد به گلزار
به دامانش بزد بلبل به دستان
ز بهر دلستان آن هر دو دستان
نسیم صبحدم را گفت برخیز
برو در دامن معشوقم آویز
بگو با من ترا آرام چونست
مرا بیتو جگر یک قطره خونست
چنانم در فراقت ای دلآرام
نه صبرم ماند و نی هوش و نه آرام
دلم مشتاق توست ای جان شیرین
چو میل خاطر خسرو به شیرین
اگر بار دگر رویت ببینم
به خلوت یک زمان پیشت نشینم
غم گیتی به یک جو برنگیرم
نباشم مردهٔ گر زان چه میرم
به جز چشمم کسی رویت مبیناد
غم گیتی سر کویت مبیناد
اگر عمرت بود زین پس بمانم
وگرنه جان به عشقت برفشانم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به وصف روزی آرام و دلانگیز میپردازد که نسیم صبحگاهی بر دشت میوزد و دل بلبل را به سوی معشوقهاش میکشاند. بلبل از نسیم میخواهد که پیام عشق او را به معشوق برساند و بگوید که بدون او دلی پر از درد و اشک دارد. شاعر از عواطف عمیقش میگوید و اینکه در غیبت معشوق آرامش ندارد و دلتنگیاش را ابراز میکند. او آرزو دارد که روزی دوباره معشوقش را ببیند و حتی حاضر است برای عشق او جانش را فدا کند. این شعر سرشار از احساسات عاشقانه و تمایلات عمیق انسانی است.