بخش ۱۹ - ملامت کردن سلیمان مرغان را و ستایش بلبل بر جملۀ مرغان عطار
عطار نیشابوری / بلبل نامه / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
سلیمان چون ز بلبل قصه بشنید
بسی اندر فراق گل بنالید
پس آنگه گفت مرغان هوا را
که غیبت بود از بلبل شما را
هر آنکس کو رود تنها به قاضی
ز قاضی خرم آید گشته راضی
سخن گفت برابر اتفاق است
به غیبت ماجرا کردن نفاقست
حدیث ماجرا چون هست معقول
بگو با هر که باشد هست مشغول
چو بلبل حاضر آمد وقت غیبت
نمیجنبد یکی اکنون ز هیبت
به غیبت بوده هر یک از شما شیر
به خون بلبلان آلوده شمشیر
مثالش با شما مشت پیاده
مثال گربه و موش است و باده
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، سلیمان پس از شنیدن ناله بلبل به خاطر فراق گل، به مرغان هوا میگوید که غیبت بلبل را ترک کنند. او بیان میکند که کسی که به قاضی تنها برود، از او راضی و خوشحال برمیگردد. او هشدار میدهد که سخن گفتن در غیبت، نفاق است و اگر ماجرایی منطقی پیش آید، باید با هر کسی که درگیر است به طرز صحیحی برخورد شود. وقتی بلبل در میانشان حاضر است، دیگر کسی جرأت نمیکند صحبت کند، زیرا در غیبت قوی و دلیر به نظر میرسند در حالی که خون بلبلان به گردن آنهاست. سلیمان به این موضوع اشاره میکند که رفتار آنها شبیه به گربه و موش است.