غزل شمارهٔ ۱۲۰ عطار
عطار نیشابوری / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
عشق جز بخشش خدایی نیست
این به سلطانی و گدایی نیست
هر که او برنخیزد از سَرِ سَر
عشق را با وی آشنایی نیست
عشق وقف است بر دلِ پُردرد
وقف در شرع ما بهایی نیست
هر که را بازِ عشق صید کند
بازش از چنگ او رهایی نیست
کار آن کس که عاشقی ورزد
به جز از عین بینوایی نیست
چون رسیدم به نزد آن معشوق
کار جز عیش و دلگشایی نیست
هرچه عطار گوید از سَرِ عشق
به یقین دان که جز عطایی نیست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره مفهوم عشق صحبت میکند و بیان میکند که عشق واقعی نیاز به بخشش و فداکردن دارد و به تفاوتهای اجتماعی (سلطانی و گدایی) وابسته نیست. اگر کسی از عشق واقعی دور باشد، هیچ آشنایی با عشق نخواهد داشت. عشق، درد و رنج را به همراه دارد و افراد عشاق نمیتوانند از چنگال عشق رهایی یابند. در نهایت، عشق تنها به لذت و شادی میانجامد و تمام گفتههای عطار در مورد عشق حقیقتاً به عطا و بخشش مربوط است.