نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۵۵ عطار

عطار نیشابوری / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)

گر در صف دین داران دین دار نخواهم شد

از بهر چه با رندان در کار نخواهم شد

شد عمر و نمی‌بینم از دین اثری در دل

وز کفر نهاد خویش دین‌دار نخواهم شد

کی فانی حق باشم بی قول اناالحق من

کز عشق چو مشتاقان بردار نخواهم شد

دانم که نخواهم یافت از دلبر خود کامی

تا من ز وجود خود بیزار نخواهم شد

ای ساقی جان می‌ده کاندر صف قلاشان

این بار چو هر باری بی‌بار نخواهم شد

از یک می عشق او امروز چنان مستم

کز مستی آن هرگز هشیار نخواهم شد

تا دیده جمالِ او ، در خواب همی بیند

از خواب و خیالِ او ، بیدار نخواهم شد

هرچند که عطارم لیکن به مجاز است این

بی عطر سر زلفش عطار نخواهم شد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان احساسات عمیق و ناامیدی شاعر از دین و عشق می‌پردازد. شاعر می‌گوید اگر در قالب دین‌داران قرار نگیرد، با رندان نیز ارتباطی نخواهد داشت. او احساس می‌کند که عمرش سپری شده و هیچ نشانی از دین در دلش نمی‌بیند، بنابراین خود را دین‌دار نمی‌داند. او به عشق و حقیقت اشاره دارد و می‌گوید که نمی‌تواند بدون عشق به حقیقتی دلبسته بماند. همچنین، او احساس می‌کند که تا زمانی که از وجود خود بیزار نشود، نمی‌تواند به عشق واقعی دست یابد. شاعر از ساقی می‌خواهد که او را با شراب عشق سیراب کند و می‌گوید که در مستی عشق، هرگز هشیار نخواهد شد. در نهایت، او به نام عطار اشاره کرده و بیان می‌کند که در غیاب عشق، هیچ بویی از عطر عشق نخواهد داشت.