نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۶۸ عطار

عطار نیشابوری / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

هر زمان عشق تو در کارم کشد

وز در مسجد به خمارم کشد

چون مرا در بند بیند از خودی

در میان بند زنارم کشد

دردییی بر جان من ریزد ز درد

پس به مستی سوی بازارم کشد

گر ز من بد مستییی بیند دمی

گرد شهر اندر نگونسارم کشد

ور ز عشق او بگویم نکته‌ای

از سیاست بر سر دارم کشد

چون نماند از وجودم ذره‌ای

بار دیگر بر سر کارم کشد

گه به زحمتگاه اغیارم برد

گه به خلوتگاه اسرارم کشد

چون به غایت مست گردم زان شراب

در کشاکش پیش عطارم کشد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از شدت عشق و تأثیر آن بر زندگی‌اش سخن می‌گوید. او بیان می‌کند که عشق معشوقش به اندازه‌ای قوی است که او را از حال خود بی‌خود کرده و به مکان‌های مختلفی می‌کشاند. عشق باعث احساس درد و ناآرامی در او می‌شود و او را به سمت مستی و جنون می‌برد. شعر نشان‌دهنده‌ی عواطف عمیق و تناقضات ناشی از عشق است که او را به زحمت و دلتنگی و همچنین به خلوت‌های عاشقانه می‌کشاند. در نهایت، وجود عاشق به شدت تحت تأثیر عشق قرار گرفته و همچنان عشق او را به سوی خود می‌کشد.