غزل شمارهٔ ۲۸۲ عطار
عطار نیشابوری / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
نگارم دوش شوریده درآمد
چو زلف خود بشولیده درآمد
عجایب بین که نور آفتابم
به شب از روزن دیده درآمد
چو زلفش دید دل بگریخت ناگه
نهان از راه دزدیده درآمد
میان دربست از زنار زلفش
به ترسایی نترسیده درآمد
چو شیخی خرقه پوشیده برون شد
چو رندی درد نوشیده درآمد
ردای زهد در صحرا بینداخت
لباس کفر پوشیده درآمد
به دل گفتم چبودت گفت ناگه
تفی از جان شوریده درآمد
مرا از من رهانید و به انصاف
فتوحی بس پسندیده درآمد
جهان عطار را داد و برون شد
چو بیرون شد جهان دیده درآمد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به احساسات و تجربیات عاشقانه شاعر اشاره دارد. شاعر از شوریدگی و دلبستگی به معشوق خود سخن میگوید و بیان میکند که چگونه زلف معشوق همچون تار و پود زندگی اوست. او به زیباییهای معشوق اشاره کرده و تأثیر آن بر دل و جانش را وصف میکند. هنگامی که معشوق جلوهگر میشود، دل شاعر ناگهان گریخته و او را به تفرقه میکشاند. در پایان، شاعر از رهایی و وجدانی که از این عشق حاصل شده، صحبت میکند و به تأثیر عمیق این رابطه بر زندگیاش اشاره میکند.