نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۸۴ عطار

عطار نیشابوری / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

دلا دیدی که جانانم نیامد

به درد آمد به درمانم نیامد

به دندان می‌گزم لب را که هرگز

لب لعلش به دندانم نیامد

ندیدیم هیچ روزی تیر مژگانش

که جوی خون به مژگانم نیامد

ندیدیم هیچ وقتی لعل خندانش

که خود از چشم گریانم نیامد

چه تابی بود در زلف چو شستش

که آن صد بار در جانم نیامد

بسی دستان بکردم لیک در دست

سر زلفش به دستانم نیامد

سر زلفش بسی دارد ره دور

ولی یک ره به پایانم نیامد

چگونه آن همه ره پیش گیرم

که آن ره جز پریشانم نیامد

بسی هندوست زلف کافرش را

یکی زانها مسلمانم نیامد

به آسانی ز زلفش سر نپیچم

که با عطار آسانم نیامد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به دل‌تنگی و غم ناشی از غیبت معشوقش اشاره می‌کند. او از درد و رنجی که به خاطر عدم حضور محبوبش متحمل می‌شود سخن می‌گوید و اشاره می‌کند که تمام تلاش‌هایش برای رسیدن به او بی‌نتیجه مانده است. حسرت و آرزوی او برای دیدن لبخند و زیبایی معشوقش در کنایه‌های مختلف بیان شده و بیان‌گر ناتوانی او در احساس خوشی و آرامش است. شاعر به زیبایی زلف و چشمان معشوقش اشاره کرده و از بی‌نظمی و سردرگمی در نبود او شکایت می‌کند. در نهایت، او می‌افزاید که حتی با وجود تمام تلاش‌ها، باز هم نتوانسته است به محبوبش برسد.