نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۸۸ عطار

عطار نیشابوری / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

عاشقان از خویشتن بیگانه‌اند

وز شراب بیخودی دیوانه‌اند

شاه بازان مطار قدسیند

ایمن از تیمار دام و دانه‌اند

فارغند از خانقاه و صومعه

روز و شب در گوشهٔ میخانه‌اند

گرچه مستند از شراب بیخودی

بی می و بی ساقی و پیمانه‌اند

در ازل بودند با روحانیان

تا ابد با قدسیان هم‌خانه‌اند

راه جسم و جان به یک تک می‌برند

در طریقت این چنین مردانه‌اند

گنج‌های مخفی‌اند این طایفه

لاجرم در گلخن و ویرانه‌اند

هر دو عالم پیش‌شان افسانه‌ای است

در دو عالم زین قبل افسانه‌اند

هر دوعالم یک صدف دان وین گروه

در میان آن صدف دردانه‌اند

آشنایان خودند از بیخودی

وز خودی خویشتن بیگانه‌اند

فارغ از کون و فساد عالمند

زین جهت دیوانه و فرزانه‌اند

در جهان جان چو عطارند فرد

بی نیاز از خانه و کاشانه‌اند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره عاشقان و حالت دیوانگی آنهاست. عاشقان از خود بیگانه‌اند و در شراب بی‌خودی غرق شده‌اند. آنها به مانند شاه‌بازانی در آسمان معنویت پرواز می‌کنند و از دغدغه‌های دنیوی دورند. در حالیکه زندگی را در میخانه می‌گذرانند، از خانقاه و صومعه بی‌نیازند. این گروه، در حقیقت گنج‌های پنهانی هستند که در مکان‌های دورافتاده قرار دارند و از نظر روحانی همیشه با آسمانیان در ارتباط‌اند. عالم مادی و معنوی برایشان افسانه‌ای بیش نیست و آنها در جوهر خود گنجینه‌های ارزشمندی هستند که از محدودیت‌های این دو عالم آزادند. عاشقان را می‌توان به عطار تشبیه کرد که بی‌نیاز از خانه و کاشانه‌اند و در جستجوی حقیقت و معنا هستند.