نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۳۵ عطار

عطار نیشابوری / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

طرقوا یا عاشقان کین منزل جانان ماست

زانچه وصل و هجر او هم درد و هم درمان ماست

راه ده ما را اگر چه مفلسان حضرتیم

آیت قل یا عبادی آمده در شان ماست

نیستم اینجا مقیم ای دوستان بر رهگذر

یک دو روزه روح غیبی آمده مهمان ماست

عزم ره داریم نتوان بیش از این کردن درنگ

زانکه جلاد اجل در انتظار جان ماست

یا غیاث المستغیث یا اله العالمین

جملهٔ شب تا سحر بر درگهش افغان ماست

آن چنان خلوت که ما از جان و دل بودیم دوش

جبرئیل آید نگنجد در میان گر جان ماست

گر شما را طاعت است و زهد و تقوی و ورع

باک نیست چون دوست اندر عهد و در پیمان ماست

تحفهٔ جنت که از بهر شما آراستند

با غم هجران او دوزخ سرابستان ماست

غم مخور عطار چندین از برای جسم خود

زانکه بحر رحمتش در انتظار جان ماست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر از عطار نیشابوری به عشق و yearning (احساس دلتنگی) نسبت به محبوب رند و دور اشاره دارد. شاعر از طریق بیانی زیبا و متعالی، به پیوند ابدی بین درد و درمان، عشق و هجران می‌پردازد. او با اشاره به بندگی و درخواست کمک از خداوند، به حالت تواضع و نیاز به راهنمایی درها می‌زند. شاعر تأکید می‌کند که زندگی دنیا زودگذر است و از دوستانش می‌خواهد تا به سرعت عزم راه کنند، چرا که مرگ در کمین است. در انتها، او بر این نکته تأکید دارد که عشق حقیقی و ارتباط با محبوب بالاتر از هرگونه طاعت و زهد دنیوی است و آرامش و رحمت الهی در انتظار جان است، نه بدن.