نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۳۵۳ عطار

عطار نیشابوری / غزلیات / وزن: فعلات فاعلاتن فعلات فاعلاتن (رمل مثمن مشکول)

سر زلف دلستانت به شکن دریغم آید

صفت بر چو سیمت به سمن دریغم آید

من تشنه زان نخواهم ز لب خوشت شرابی

که حلاوت لب تو به دهن دریغم آید

مرساد هیچ آفت به تن و به جانت هرگز

که به جان فسوس باشد که به تن دریغم آید

تن کشتگان خود را به میان خون رها کن

که چنان تنی درین ره به کفن دریغم آید

ز فرید می‌نیاید سخن لب تو گفتن

که لب شکر فشانت به سخن دریغم آید

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر عاشقانه به زیبایی و جذابیت معشوق پرداخته است. شاعر از زلف و زیبایی معشوقش سخن می‌گوید و بر روی خاصیت دلنشین لب‌های او تأکید می‌کند. او همچنین بیان می‌کند که حتی اگر تشنه شرابی از لب معشوق باشد، طعم و حلاوت لب او برایش باارزش‌تر است. شاعر با حسرت به آسیب‌پذیری جان و تن معشوق اشاره می‌کند و می‌خواهد که او از خطرات دور بماند. در نهایت، او تأکید می‌کند که زیبایی لب معشوقش به قدری دلنشین است که هیچ سخنی نمی‌تواند در وصف آن به کار رود. به طور کلی، این شعر جلوه‌ای از عشق عمیق و زیبایی‌های عاشقانه است.