نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۳۸۶ عطار

عطار نیشابوری / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

اگر خورشید خواهی سایه بگذار

چو مادر هست شیر دایه بگذار

چو با خورشید هم‌تک می‌توان شد

ز پس در تک زدن چون سایه بگذار

چو همسایه است با جان تو جانان

بده جان و حق همسایه بگذار

تو را سرمایهٔ هستی بلایی است

زیانت سود کن سرمایه بگذار

چو مردان جوشن و شمشیر برگیر

نه‌ای آخر چو زن پیرایه بگذار

فلک طشت است و اختر خایه در طشت

خیال علم طشت و خایه بگذار

فروتر پایهٔ تو عرش اعلاست

تو برتر رو فروتر پایه بگذار

فرید از مایهٔ هستی جدا شد

تو هم مردی شو و این مایه بگذار

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به اهمیت قرار دادن ارزش‌ها و ویژگی‌های مثبت در زندگی اشاره دارد. ابتدا به تشبیه خورشید و سایه پرداخته و تأکید بر اهمیت وجود مادر و دایه در زندگی می‌کند. سپس به قدرت همدلی و ارتباط با جانان (عشق) و همچنین ضرورت گذشت از خود برای دیگران اشاره می‌کند. شاعر به وجود سرمایه‌های انسانی و لزوم بهره‌برداری از آنها پرداخته و به مردان توصیه می‌کند که باید در برابر چالش‌ها قوی و شجاع باشند. در نهایت، با اشاره به جایگاه انسان در جهان و تأکید بر جدایی فرید از مایه هستی، از شنونده می‌خواهد که به قدرت و اراده خود پی ببرد و در مسیر رشد و تعالی گام بردارد.