نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۳۹ عطار

عطار نیشابوری / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

عزیزا هر دو عالم سایهٔ توست

بهشت و دوزخ از پیرایهٔ توست

تویی از روی ذات آیینهٔ شاه

شه از روی صفاتی آیهٔ توست

که داند تا تو اندر پردهٔ غیب

چه چیزی و چه اصلی مایهٔ توست

تو طفلی وانکه در گهوارهٔ تو

تو را کج می‌کند هم دایهٔ توست

اگر بالغ شوی ظاهر ببینی

که صد عالم فزون‌تر پایهٔ توست

تو اندر پردهٔ غیبی و آن چیز

که می‌بینی تو آن خود سایهٔ توست

برآی از پرده و بیع و شرا کن

که هر دو کون یک سرمایهٔ توست

تو از عطار بشنو کانچه اصل است

برون نی از تو و همسایهٔ توست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بررسی جایگاه انسان در دو جهان مادی و معنوی می‌پردازد. شاعر اشاره می‌کند که خود انسان، منبع هستی و حقیقت است و همه چیز در سایه وجود او قرار دارد. او به زیبایی بین دو جهان بهشت و دوزخ ارتباط برقرار می‌کند و می‌گوید که انسان در پرده غیبت، نقش کلیدی دارد. همچنین بر اهمیت آگاهی و شناخت از خود تأکید می‌کند و از شنیدن از عطار به عنوان یک منبع حکمت یاد می‌کند. در نهایت، شاعر بر این نکته تأکید دارد که همه چیز در نهایت به خود انسان مربوط می‌شود و انسان باید از این پرده‌ها بیرون آید و به زندگی خود معنا ببخشد.