نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۴۱۳ عطار

عطار نیشابوری / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

عمر رفت و تو منی داری هنوز

راه بر ناایمنی داری هنوز

زخم کاید بر منی آید همه

تا تو می‌رنجی منی داری هنوز

صد منی می‌زاید از تو هر نفس

وی عجب آبستنی داری هنوز

پیر گشتی و بسی کردی سلوک

طبع رند گلخنی داری هنوز

همرهان رفتند و یاران گم شدند

همچنان تو ساکنی داری هنوز

روز و شب در پرده با چندین ملک

عادت اهریمنی داری هنوز

روی گردانیده‌ای از تیرگی

پشت سوی روشنی داری هنوز

دلبرت در دوستی کی ره دهد

چون دلی پر دشمنی داری هنوز

می‌زنی دم از پی معنی ولیک

تو کجا آن چاشنی داری هنوز

در گریبان کش سر و بنشین خموش

چون بسی تر دامنی داری هنوز

خویشتن را می‌کش و می‌کش بلا

زانکه نفس کشتنی داری هنوز

رهبری چون آید از تو ای فرید

چون تو عزم رهزنی داری هنوز

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر نشان‌دهنده احساسات عمیق و تناقضات درونی شاعر است. شاعر به عمر و گذر زمان اشاره می‌کند و از این می‌گوید که علی‌رغم گذشت زمان، هنوز هم معشوق را در دل دارد و زخم‌های ناشی از عشق را حس می‌کند. او به سختی‌های زندگی و تغییرات درون خود می‌پردازد و به احساس تنهایی و گم‌شدگی در میان دوستان اشاره می‌کند. همچنین، شاعر از جستجوی معنی زندگی سخن می‌گوید، اما هنوز به چاشنی لازم برای درک عمیق‌تر آن نرسیده است. در نهایت، به نوعی خودنگری و کشمکش درونی اشاره دارد که نشان‌دهنده‌ پیچیدگی‌های وجودی اوست.