نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۴۶۲ عطار

عطار نیشابوری / غزلیات / وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)

شیفتهٔ حلقهٔ گوش توام

سوختهٔ چشمهٔ نوش توام

ماهرخ با خط و خال منی

دلشدهٔ بی تن و توش توام

ترک منی گوش به من دار از آنک

هندوک حلقه به گوش توام

خانه بیاراسته‌ام چون نگار

منتظر خانه فروش توام

چون دلم از خشم تو آید به جوش

عاشق خشم تو و جوش توام

خط چه کشی بر من غمکش از آنک

مست خط غالیه‌پوش توام

هوش به من باز کی آید که من

تا به ابد رفته ز هوش توام

گرچه به گویایی من نیست کس

یک شکرم ده که خموش توام

چون بگریزی تو ز عطار از آنک

با تو به هم دوش به دوش توام

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر احساس عمیق عشق و وابستگی به معشوق را بیان می‌کند. او از زیبایی و جذابیت معشوقش سخن می‌گوید و به صورت استعاری خود را در حال سوختن از عشق به او توصیف می‌کند. شاعر نشان می‌دهد که چگونه معشوقش بر دل و جان او تأثیر گذاشته و او را در حالتی از بی‌هویتی و بی‌قراری قرار داده است. همچنین به توصیف حالت‌های روحی و عاطفی خود پرداخته و مکاشفه‌هایی درباره‌ی عاشقانه بودن و عواطفش ابراز می‌کند. در نهایت، او به عمق عشق و وابستگی‌اش نسبت به معشوق اشاره می‌کند و به نوعی خواهان لحظه‌ای از ارتباط نزدیک با او است.