نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۵۹۷ عطار

عطار نیشابوری / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

تا به دام عشق او آویختیم

جان و دل را فتنه‌ها انگیختیم

دل چو در گرداب عشقش اوفتاد

تن فرو دادیم و در نگریختیم

بس که اندر وادی سودای او

خون دل با خاک ره آمیختیم

خاک پای او به نوک برگ چشم

گاه می‌رفتیم و گه می‌بیختیم

چون نیامد بر سر غربیل هیچ

پای در گل خاک بر سر ریختیم

گرچه ما زیرک ترین مرغی بدیم

لیک در دامش به حلق آویختیم

همچو عطاری ز شوق روی او

صورتش با روی جان انگیختیم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر از عشق و جنون خود نسبت به معشوق صحبت می‌کند. او بیان می‌کند که چگونه جان و دل خود را در دام عشق او گرفتار کرده‌اند و در چنگال فتنه‌ها قرار گرفته‌اند. دلش در گرداب عشق می‌افتد و او و دیگران تن به این وضعیت می‌دهند. شاعر اشاره می‌کند که در پی عشق معشوق، خون دل را با خاک آمیخته‌اند و در هر لحظه به عشق او می‌نگرند. هرچند که زیرک‌ترین هستند، اما همچنان در دام عشق او به دام افتاده‌اند. در نهایت، او مانند عطار به شوق معشوق می‌نگرد و زیبایی او را با روحش ترکیب می‌کند.