غزل شمارهٔ ۶۰۰ عطار
عطار نیشابوری / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ما ترک مقامات و کرامات گرفتیم
در دیر مغان راه خرابات گرفتیم
پی بر پی رندان خرابات نهادم
ترک سخن عادت و طامات گرفتیم
آن وقت که خود را همه سالوس نمودیم
اکنون کم سالوس و مراعات گرفتیم
در چهرهٔ آن ماه چو شد دیدهٔ ما باز
یارب که به یک دم چه مقامات گرفتیم
بس عقل که شد مات به یک بازی عشقش
ور عقل درو مات نشد مات گرفتیم
چون عقل شد از دست ز مستی می عشق
با دلشدگان راه مناجات گرفتیم
چون شیوه عطار درین راه بدیدیم
آن شیوه ز اسرار و کرامات گرفتیم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به تجربیات خود در سفر به دنیای عشق و عرفان اشاره دارد. او از ترک مقامها و کرامتها سخن میگوید و به پیروی از رندان خرابات میپردازد. شاعر بیان میکند که زمانی خود را مملو از ریا نشان میدادند، اما اکنون به سوی صداقت و عدم ریاء روی آوردهاند. او ناگهان متوجه زیبایی و عظمت عشق میشود و در این مسیر، عقلش سرگشته میگردد و به مستی عشق میافتد. در نهایت، شاعر به تأثیر شیوههای صوفیانه و اسرار معنوی اشاره میکند که از عطار الهام گرفته شده است.